تجربه زیستن در حبابهای دیجیتال
کارشناس سواد رسانه عنوان کرد: این موضوع ما را با دو پدیده مهم «اتاق پژواک» و «حباب فیلتر» مواجه میکند. در واقع وقتی کاربران محتوایی را لایک یا دنبال میکنند، الگوریتمها آنها را در حبابی محصور میکنند که تنها محتوای مورد علاقهشان را ببینند و سایر دیدگاهها برایشان فیلتر شود. در این فضا، افراد تنها با کسانی تعامل دارند که همفکرشان هستند و به نوعی فقط پژواک صدای خودشان را میشنوند.
تفاوت محتوای پلتفرمی با تمامِ واقعیت
وی ادامه داد: بسیار ضروری است که هر کاربر، الگوریتمهای رسانههای اجتماعی را بشناسد و بداند آنچه در صفحه شخصیاش میبیند، لزوماً برابر با تمام واقعیت نیست؛ بلکه تنها بخشی از واقعیت یا نسخهای دستکاریشده و سوگیرانه از آن است. در چنین فضایی، داشتن قدرت ارزیابی و واکاوی محتوا برای تشخیص حقیقت از محتواهای جهتدار، یک ضرورت است.
غلبه هیجان بر منطق در دوران بحران
تقیزاده عنوان کرد: در شرایط بحرانی، جامعه معمولاً تحت تأثیر هیجانات و مسائل عاطفی قرار میگیرد. در این موقعیتها، کاربران بیشتر جذب محتواهای احساسی میشوند. لذا لازم است که در مواجهه با اخبار، منابع منتشرکننده و تکنیکهای بهکاررفته در محتوا را با دقت بیشتری واکاوی کنیم.
کارشناس سواد رسانه ابراز کرد: بهویژه در ماههای اخیر که هوش مصنوعی نیز به ابزاری برای تولید محتوا تبدیل شده، راستیآزمایی دقیقتر اهمیت دوچندانی پیدا کرده است.
تخلیه هیجانات در پناهِ گمنامی
وی مطرح کرد: یکی از کارکردهای رسانههای اجتماعی، فراهم کردن بستری برای ابراز احساسات مختلف از جمله خشم، غم و ترس است. به دلیل ویژگی «ناشناسی» در فضای مجازی، افراد معمولاً مسئولیت کمتری نسبت به نظرات و رفتارهای خود احساس میکنند و به راحتی به تخلیه خشونت یا ناراحتیهای خود میپردازند.
بستری برای اشتراک ترس و خشم
تقیزاده توضیح داد: بسیاری از افراد هنگام تجربه ترس یا ناراحتی به شبکههای اجتماعی پناه میبرند تا با به اشتراک گذاشتن این احساسات، از بار آنها بکاهند.
کارشناس سواد رسانه عنوان کرد: با این حال، زمانی که افراد با احساسات مشابه در کنار هم قرار میگیرند، این محتواهای مشترک میتواند منجر به افزایش سطح خشم عمومی در فضای مجازی شود. به طور کلی، میزان بروز و نمایش عواطف در دنیای دیجیتال بسیار پررنگتر از فضای واقعی است.
انتهای خبر/ پسند








