سرعت گردش اطلاعات در عصر شبکههای اجتماعی باعث شده هر خبر، تحلیل یا حتی یک روایت شخصی، در زمانی کوتاه به موضوعی فراگیر تبدیل شود؛ وضعیتی که اگر با اطلاعرسانی دقیق و مسئولانه همراه نباشد، میتواند به گسترش اضطراب، شایعه و بیاعتمادی در جامعه منجر شود.
کارشناسان ارتباطات معتقدند در شرایط حساس، رسانهها وظیفهای فراتر از انتشار خبر دارند. آنها باید با تولید محتوای تحلیلی، ارائه دادههای معتبر و پاسخگویی به نیازهای ذهنی مخاطب، به نوعی «مدیریت شناختی جامعه» کمک کنند؛ مدیریتی که هدف آن آرامسازی فضا، جلوگیری از برداشتهای نادرست و هدایت افکار عمومی به سمت درک واقعبینانه از رویدادهاست.
رسانه؛ مرجع اعتماد یا منشأ سردرگمی؟
عباس تقیزاده، کارشناس سواد رسانه در تحلیل کارکرد رسانهها در فضای کنونی به خبرنگار اجتماعی این پایگاه خبری میگوید: رسانه زمانی میتواند نقش واقعی خود را ایفا کند که به مرجع قابل اعتماد برای مخاطب تبدیل شود. اگر این مرجعیت تضعیف شود یا اطلاعرسانی با تأخیر انجام گیرد، جامعه برای تأمین نیاز اطلاعاتی خود به منابع غیررسمی رجوع میکند.
به گفته او، مخاطب امروز در برابر حجم عظیمی از اطلاعات قرار دارد و اگر رسانههای حرفهای نتوانند سریع، شفاف و دقیق اطلاعرسانی کنند، میدان به روایتهای ناقص و گاه نادرست واگذار میشود.
شبکههای اجتماعی؛ پناهگاه روانی کاربران در شرایط اضطراب
تقیزاده با اشاره به رفتار کاربران در فضای مجازی توضیح میدهد: افراد در زمان نگرانی و بحران معمولاً به شبکههای اجتماعی پناه میآورند و ترس یا دغدغه خود را در این فضا منتشر میکنند. این اشتراکگذاری باعث میشود احساس تنهایی آنها کاهش یابد و تا حدی از اضطرابشان کاسته شود.
او این روند را نوعی تخلیه هیجانی میداند که در کوتاهمدت میتواند کارکردی مثبت داشته باشد، اما هشدار میدهد که تداوم آن بدون هدایت رسانهای، زمینهساز شکلگیری هیجانات منفی گستردهتر خواهد شد.
از همدلی مجازی تا خشم جمعی
این استاد دانشگاه ادامه میدهد: در فضای مجازی میزان بروز احساسات بسیار بیشتر از زندگی واقعی است. وقتی کاربران بهطور مداوم در معرض محتوای احساسی یا خشمگین قرار میگیرند، این فضا میتواند بهتدریج احساسات آنها را از ترس به سمت خشم سوق دهد.
به باور او، اگرچه تخلیه احساسات در فضای آنلاین گاهی مانع بروز رفتارهای فیزیکی میشود، اما در بسیاری موارد این هیجانات به روابط واقعی افراد نیز منتقل میشود و در گفتگوهای روزمره، اختلافنظرها را تشدید میکند.
بازتاب فضای رسانهای در روابط اجتماعی
تقیزاده معتقد است آنچه امروز در ارتباطات اجتماعی مشاهده میشود، تا حدی بازتاب همین فضای رسانهای است.
افزایش تفسیرهای متفاوت از یک رویداد، حساسیت بیشتر نسبت به اخبار و حتی تند شدن برخی گفتگوها، نشانههایی از تأثیر مستقیم جریان اطلاعات بر رفتار اجتماعی است.
او تأکید میکند که این وضعیت میتواند جامعه را به سمت دو قطبی شدن سوق دهد، هرچند ریشه این شکافها در واقعیتهای اجتماعی وجود دارد و رسانهها نقش تشدیدکننده یا تعدیلکننده آن را ایفا میکنند.
مدیریت رسانهای بهجای سانسور
این کارشناس سواد رسانه تصریح میکند: وقتی از مدیریت رسانهای صحبت میکنیم، منظور محدودسازی یا سانسور نیست. بلکه رسانه باید با شناخت شرایط جامعه، محتوایی تولید کند که به درک بهتر وضعیت کمک کند و از گسترش التهاب جلوگیری شود.
به گفته او، ارائه تحلیلهای کارشناسی، اطلاعات روانشناختی، توضیح روندها و پاسخ به پرسشهای عمومی میتواند به مخاطب کمک کند تا شرایط دشوار را منطقیتر ارزیابی کند.
تأخیر در اطلاعرسانی؛ عامل گسترش شایعات
این کارشناس سواد رسانه یکی از مهمترین چالشها را فاصله زمانی میان وقوع رویداد و اطلاعرسانی رسمی میداند و میگوید: هر میزان تأخیر در ارائه اطلاعات معتبر بیشتر باشد، احتمال گرایش مخاطب به منابع غیررسمی افزایش مییابد.
وی تأکید میکند که در چنین شرایطی، افراد برای رفع ابهام به هر صفحه یا فردی که پاسخی ارائه دهد مراجعه میکنند، حتی اگر آن منبع تخصص لازم را نداشته باشد و این مسئله بهویژه در دوره شبکههای اجتماعی میتواند باعث شکلگیری روایتهای نادرست و افزایش بیاعتمادی شود.
بازسازی مرجعیت رسانهای؛ ضرورت امروز جامعه
به باور این استاد دانشگاه، راهکار اساسی عبور از این وضعیت، تقویت مرجعیت رسانههای حرفهای است.
رسانهای که بتواند نیاز مخاطب را بهموقع تشخیص دهد، اطلاعات شفاف ارائه کند و تحلیل قابل اتکا منتشر سازد، دوباره به نقطه رجوع جامعه تبدیل خواهد شد.
او تأکید میکند که اعتماد رسانهای سرمایهای است که اگر آسیب ببیند، بازسازی آن نیازمند استمرار در صداقت، سرعت عمل و دقت حرفهای است.
سواد رسانهای؛ مکمل عملکرد رسانهها
تقیزاده در کنار مسئولیت رسانهها، بر نقش مخاطبان نیز تأکید دارد و میگوید: افزایش سواد رسانهای به مردم کمک میکند تا هر محتوایی را بدون ارزیابی نپذیرند، منبع خبر را بررسی کنند و تحت تأثیر موجهای احساسی قرار نگیرند.
به گفته او، جامعهای که هم رسانه مسئول داشته باشد و هم مخاطب آگاه، در برابر بحرانهای خبری و روانی مقاومتر عمل خواهد کرد.
یک تحلیل
تحولات ارتباطی نشان داده است که رسانهها امروز نهفقط روایتگر واقعیت، بلکه بخشی از سازوکار مدیریت اجتماعی هستند. اگر این نقش بهدرستی ایفا شود، رسانه میتواند به کاهش اضطراب، افزایش آگاهی و انسجام اجتماعی کمک کند؛ اما در صورت خلأ اطلاعرسانی یا ضعف مرجعیت، همان فضا به بستری برای سردرگمی و تشدید شکافها تبدیل خواهد شد.
از اینرو، تقویت رسانههای مسئول و ارتقای سواد رسانهای، دو ضرورت جدی برای عبور جامعه از چالشهای ارتباطی عصر جدید به شمار میرود.
انتهای خبر/ پسند








