در ادامه، صحنهای از قیامت ترسیم میشود، روزی که عذاب از بالا و پایین آنان را فرامیگیرد و به آنان گفته میشود بچشید آنچه را انجام میدادید. تعبیر احاطه جهنم بر کافران، نشان میدهد مسئله فقط ورود به آتش نیست، بلکه گرفتار شدن در پیامدهای اعمال است، اعمالی که همچون حصاری از درون و بیرون، انسان را در بر میگیرد. رآن در این بخش، رابطه مستقیم عمل و جزا را یادآوری میکند. عذاب، امری تحمیلی و بیارتباط با رفتار انسان نیست، بلکه نتیجه طبیعی انتخابهاست. انسان در دنیا آزاد است، اما آزادی او بیحساب نیست.
در میانه این هشدارها، خطاب لطیفی به بندگان مؤمن میآید: ای بندگان من که ایمان آوردهاید، زمین من گسترده است، پس تنها مرا بپرستید. این آیه، راهبردی روشن در برابر فشارها و تنگناها ارائه میدهد. اگر جایی امکان بندگی آزادانه نیست، زمین خدا محدود به همان نقطه نیست.
چشیدن مرگ و بازگشت بهسوی خدا
در اینجا مفهوم هجرت، فراتر از یک جابهجایی جغرافیایی معنا میشود. هجرت یعنی دلکندن از محیطی که ایمان را فرسوده میکند و حرکت بهسوی فضایی که بندگی در آن ممکنتر است. قرآن به مؤمنان میآموزد که در بنبست نمانند، راههای خدا گستردهتر از محاسبات ظاهری ماست.
آیات بعدی، یکی از قطعیترین حقایق هستی را یادآور میشود، هر نفسی چشنده مرگ است و سپس بهسوی ما بازگردانده میشوید. مرگ در منطق قرآن، پایان نیست، پلی است بهسوی حساب و ملاقات پروردگار. همین یادآوری، وزن تصمیمهای انسان را سنگینتر میکند. در برابر این بازگشت حتمی، قرآن از پاداش مؤمنانی میگوید که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، آنان در غرفههایی از بهشت جای میگیرند که نهرها از زیر آن جاری است و جاودانه در آن خواهند بود. این تصویر، در برابر صحنه احاطه عذاب، تقابلی روشن میسازد، دو سرانجام متفاوت برای دو مسیر متفاوت.
یکی از بهانههای رایج برای سازش با باطل، نگرانی از رزق و معیشت است. قرآن در این آیات به این نگرانی پاسخ میدهد، چه بسیار جنبندگانی که خود توان ذخیره روزیشان را ندارند، اما خدا آنان و شما را روزی میدهد. او شنوا و داناست. این بیان، دعوت به توکل است، نه ترک تلاش. قرآن نمیگوید کار نکنید، بلکه میگوید رازق حقیقی را فراموش نکنید. همان خدایی که پرندگان و دیگر موجودات را روزی میدهد، انسان را نیز فراموش نکرده است؛ بنابراین ترس از فقر، نباید بهانهای برای عقبنشینی از ایمان یا تندادن به شرک شود.
اعتراف به خالقیت خدا و تناقض مشرکان
در پایان این بخش، قرآن به یک تناقض بنیادین اشاره میکند. اگر از مشرکان بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را مسخر کرده است، خواهند گفت که خدا. بااینحال، چگونه از حقیقت منحرف میشوند؟ این اعتراف، نشان میدهد مشکل آنان در شناخت خالق نیست، بلکه در التزام عملی و عبادی است. توحید در خالقیت را میپذیرند، اما در عبادت دچار شرکاند. قرآن با این استدلال، پایههای فکری آنان را به چالش میکشد و نشان میدهد انحراف، بیش از آنکه از جهل نظری باشد، از هواهای نفسانی و منافع دنیوی سرچشمه میگیرد.
آیات پایانی این صفحه یادآور میشود که خداوند برای هر کس بخواهد رزق را گسترده یا تنگ میکند. این گشایش و تنگی، نشانه کرامت یا خواری قطعی نیست، بلکه بخشی از نظام آزمون الهی است. انسان نباید وسعت روزی را نشانه رضایت حتمی خدا بداند و نه تنگی آن را علامت بیارزشی خود. در مجموع، آیات ۵۳ تا ۶۳ سوره عنکبوت، نقشهای روشن از مسیر انسان ترسیم میکند، هشدار نسبت به غفلت و تمسخر حقیقت، دعوت به هجرت و بندگی خالصانه، اطمینانبخشی درباره رزق و یادآوری بازگشت قطعی بهسوی خدا. این آیات، هم تهدید است و هم امید، هم تصویر عاقبت تکذیبکنندگان و هم نوید آرامش و پاداش برای مؤمنانی که در مسیر ایمان پایدار میمانند.
منبع: فارس
انتهای خبر/ م








