این کتاب که بهعنوان اولین اثر مستقل نویسندهای از دهه نودی در منطقه جنوب کرمان شناخته میشود، داستانی عمیق و تأملبرانگیز از دنیای نوجوانان ایرانی است. صبا خانه فردا در این اثر، با قلمی حساس و تأثیرگذار، به بررسی مفاهیمی چون عشق، انتظار، و هویت پرداخته است.
آنچه که در «فصل انتظار» برجسته است، نهتنها سبک نوشتاری پر از احساسات و تفکرات نوجوانانه است، بلکه نمایانگر عزم و ارادهای ستودنی از سوی نویسندهای جوان است که توانسته در سنین کم، اثری پخته و با عمق روانشناختی خلق کند.
درحالیکه بسیاری از نویسندگان در ابتدای فعالیت خود به تجربههای بیشتر نیاز دارند، صبا خانهفردا در کتاب خود به شکلی حیرتانگیز، با دیدگاههای نو و بینشهای عمیق، مرزهای سن و تجربه را پشت سر گذاشته است. او بهخوبی ثابت کرده که استعداد و خلاقیت در هر نقطهای از ایران میتواند به ظهور برسد.
این اثر نهتنها بهعنوان نمایندهای از نسل جوان ایران، بلکه بهعنوان صدای جدیدی از ادبیات جنوب کرمان، به دنیای ادبیات کشور افزوده شده است.

با این کتاب، صبا ی نوجوان ثابت کرده که در دل کوچکترین نقاط کشور نیز افرادی بااستعداد و دیدگاههای بزرگ حضور دارند که قادرند مسیرهای جدیدی را در عرصههای مختلف بهویژه در ادبیات ایران خلق کنند. آینده درخشانی در انتظار نویسندگان جوانی همچون صبا خانه فردا است و این کتاب، آغازگر فصلی نو در دنیای ادبیات ایران خواهد بود.
در ادامه گفتگوی کوتاهی داریم با این صدای تازه از دل ادبیات نوجوان ایران از چه زمانی نوشتن را شروع کردید؟
صبا: از کودکی عاشق نوشتن بودم. همیشه دفترهایی داشتم پر از یادداشت و داستانهای کوچک. حس میکردم نوشتن تنها جایی است که میتوانم خودِ واقعیام باشم. ایدهٔ «فصل انتظار» هم از دل همان دفترها متولد شد.
خبرنگار: دربارهٔ کتابت بگو، «فصل انتظار» درباره چیست؟
صبا: داستان دربارهٔ دختری است که در مسیر شناخت خودش، مفاهیم عشق و صبر را تجربه میکند. دوست داشتم نشان بدهم که گاهی انتظار، فقط منتظر ماندن نیست؛ بلکه سفری درونی است که انسان را بزرگتر میکند.
خبرنگار: سختترین بخش نوشتن برایت چه بود؟
صبا: شاید باوراندنِ خودم به دیگران! وقتی نوجوانی و میگویی میخواهم نویسنده شوم، خیلیها تعجب میکنند. اما خانوادهام همیشه پشتم بودند. همین حمایت باعث شد تا از تردید نترسم.
خبرنگار: احساست وقتی اولین کتابت شد؟
نویسنده نوجوان: باورم نمیشد! حس عجیبی بود، انگار بخشی از رؤیاهایم روی کاغذ زنده شده بود. دیدن نامم روی جلد کتاب لحظهای فراموشنشدنی بود.
خبرنگار: برای آینده چه برنامهای دارید؟
صبا: دوست دارم در کنار درسخواندن، نوشتن را جدیتر ادامه بدهم. در حال نوشتن داستان جدیدی هستم که موضوعی اجتماعی دارد. رؤیایم این است که روزی صدای رودبار در جهان شنیده شود.
دانشآموز بسیجی صبا خانهفردا، با قلمی پر از احساس از دل جنوب کرمان، نشان داده که استعداد، سن نمیشناسد. صدایی از رودبار که شاید آغازگر فصلی تازه در ادبیات نوجوان ایران باشد.
خبرنگار: سخن پایانی؟
در پایان تشکر ویژه دارم از فاطمه حمزهنژادی دبیر ادبیاتم واقعاً پشتیبان من بودند در نوشتن کتاب و مادرانه به من لطف داشتند و همراهیام کردند.
منبع: رودبار ما
انتهای خبر/ پور حیدر








