امروز نیز فرعونیان عصر جدید، یعنی آمریکا و متحدان غربیاش، پس از دههها مداخله، اشغال و آتشافروزی در غرب آسیا، به ته خط رسیدهاند و در انتهای مسیر پرتگاه خود ایستادهاند.
نشانههای افول این نظام سلطه، دیگر پنهانکردنی نیست، بحرانهای عمیق اقتصادی، بدهیهای نجومی، شکافهای اجتماعی، بیاعتمادی جهانی و شکستهای پیدرپی سیاسی و امنیتی، همگی گواه آن است که آمریکا و غرب، دوران اوج خود را پشت سر گذاشتهاند.
بااینحال، خطرناکترین بخش ماجرا آنجاست که این قدرتهای روبهزوال، بهجای پذیرش واقعیتهای جدید جهان، گزینه سقوط پرشتاب و نابودی نهایی را آگاهانه انتخاب کردهاند.
آنان هنوز نمیدانند که وضعیت میتواند از این نیز بدتر شود، بدتر از شکست نظامی، بدتر از فروپاشی اقتصادی، و بدتر از انزوای سیاسی؛ و آن چیزی نیست جز مرگ تدریجی در باتلاق غرور، اوج استکبار جهانی و اصرار لجوجانه برای جلو انداختن اجل نابودی خود، هرچه آمریکا بیشتر بر طبل جنگ در غرب آسیا میکوبد، فاصله خود را با بقا کمتر و کمتر میکند.
بررسی پیامدهای هرگونه اقدام نظامی جدید آمریکا و متحدانش در غرب آسیا، تصویری روشن از این حقیقت ارائه میدهد، نخستین پیامد، اتحاد بیسابقه ملتهای منطقه و حتی بخش بزرگی از افکار عمومی جهان علیه استکبار و استعمار آمریکاست.
تجربه سالهای اخیر نشان داده که فشار و تجاوز، نهتنها جبهه مقاومت را تضعیف نکرده، بلکه آن را منسجمتر، مردمیتر و قدرتمندتر ساخته است، در چنین شرایطی، ایران و محور مقاومت در اوج قدرت سیاسی، امنیتی و مردمی قرار خواهند گرفت.
دومین پیامد، فروپاشی شبکه پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه است، این پایگاهها که سالها بهعنوان ابزار تهدید حکومتهای منطقه، پشتیبان رژیمهای وابسته و نماد نفوذ غرب عمل کردهاند، در واقع به نقاط آسیبپذیر آمریکا تبدیل شدهاند، نابودی یا ازکارافتادن این پایگاهها به معنای قطع کامل دست آمریکا از منافع، نفوذ و نقشآفرینی در غرب آسیاست؛ رخدادی که پایان یک دوره تاریخی را رقم خواهد زد.
در همین چارچوب، حتی پایگاههای فرامنطقهای همچون جزیره «دیهگو گارسیا» در اقیانوس هند نیز از دایره تهدید خارج نیستند، پایگاهی که روزگاری نماد برتری نظامی غرب محسوب میشد، امروز به نشانهای از گستردگی آسیبپذیری نظام سلطه تبدیل شده است.
از منظر اقتصادی نیز پیامدها بهمراتب سنگینتر خواهد بود، حدود ۳۵ درصد از انرژی جهان و بخش قابلتوجهی از مبادلات کالایی بینالمللی از تنگههای راهبردی هرمز و بابالمندب عبور میکند، هرگونه ناامنی یا انسداد در این گذرگاهها، اقتصاد جهانی را با شوکهای عظیم و غیرقابلکنترل مواجه خواهد کرد.
بدیهی است اگر آمریکا آغازگر چنین بحرانی باشد، در افکار عمومی جهان بهعنوان عامل اصلی بیثباتی شناخته شده و باید هزینه تمام پیامدهای آن را در سطح جهانی بپردازد.
در این میان، رژیم صهیونیستی که موجودیت خود را بر پایه حمایت مستقیم غرب بنا کرده است، بیش از هر زمان دیگری شکننده و بیپشتوانه شده و ادامه این مسیر، آیندهای جز زوال برای آن متصور نمیسازد.
در نقطه مقابل این افول، جمهوری اسلامی ایران قرار دارد؛ کشوری که با عضویت فعال در سازمان همکاری شانگهای، گسترش روابط راهبردی با قدرتهای نوظهور و تکیه بر توان داخلی، در آستانه تثبیت جایگاه خود بهعنوان یک قدرت اثرگذار جهانی است، ایران بهتدریج بهعنوان یکی از سردمداران پایان استعمار و استکبار جهانی شناخته میشود و نقش آن در نظم نوین جهانی روزبهروز پررنگتر میگردد.
اگر آمریکا وارد یک جنگ فرسایشی جدید شود، باتوجهبه اینکه بدهکارترین و یکی از ناپایدارترین اقتصادهای جهان را در اختیار دارد، نهتنها در بیرون از مرزهایش، بلکه در داخل نیز با اعتراض، نارضایتی و فروپاشی امنیتی مواجه خواهد شد، ناامنی و بیثباتی به طور مستقیم به کشورهای غربی سرایت کرده و آنها را در گرداب استکبار خودساختهشان غرق خواهد کرد.
آمریکا و اسرائیل که در سالهای اخیر بارها طعم شکست را در غرب آسیا چشیدهاند، این بار در صورت تداوم این مسیر، با نابودی کامل روبهرو خواهند شد، همانگونه که امام خمینی (ره) فرمودند، مستکبران تاریخ همواره سرنگون شدهاند و با زوال آمریکا و اسرائیل، بستر تحولات بزرگ جهانی و وعدههای الهی فراهم خواهد شد.
امروز نشانهها آشکار است؛ آمریکا و سایر جنایتکاران مستکبر جهان در مسیر نابودی نهایی قرار گرفتهاند و با اقدامات متکبرانه خود، عملاً اجل مرگ خویش را جلو میاندازند، در مقابل، جمهوری اسلامی ایران در آستانه قدرت جهانی ایستاده و به فضل الهی، عصر تحقق وعده بزرگ الهی و ظهور امامزمان عجلالله تعالی فرجه الشریف، بسیار نزدیک است.
نویسنده: رضا فلاحنژاد








