۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » ويژه‌های خبری
وقتی امید و خواستن به زندگی رنگ می‌دهد
وقتی امید و خواستن به زندگی رنگ می‌دهد

وقتی امید و خواستن به زندگی رنگ می‌دهد

شمسی کمالی بانوی کم‌بینایی است که در رج به رج قالی‌بافی‌اش زندگی را رنگ و معنایی دیگر داده است، او روایتی از سختی‌های مسیر و امید برای ادامه می‌گوید. به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری «اقطاع خبر»؛ این روزها نمایشگاه اقتصاد مقاومتی به توان مردم در مصلای امام علی (ع) در کرمان در حال […]


شمسی کمالی بانوی کم‌بینایی است که در رج به رج قالی‌بافی‌اش زندگی را رنگ و معنایی دیگر داده است، او روایتی از سختی‌های مسیر و امید برای ادامه می‌گوید.

وقتی امید و خواستن به زندگی رنگ می‌دهد

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری «اقطاع خبر»؛ این روزها نمایشگاه اقتصاد مقاومتی به توان مردم در مصلای امام علی (ع) در کرمان در حال برگزاری است، نمایشگاهی که پر از صدا و رنگ است.

از هر غرفه، هنر و تلاش مردمان این دیار به چشم می‌آید؛ از صنایع دستی زنانه و مردانه گرفته تا سنگ‌تراشی و حصیربافی. اما گوشه‌ای از سالن، غرفه‌ای کوچک و پرجلوه، مرا به خود جذب می‌کند؛ غرفه‌ای پر از تابلو قالی، شال، کلاه و بافتنی‌های رنگارنگ که حاصل تلاش نابینایان و کم‌بینایان است.

 
شمسی کمالی، بانویی کم‌بینا که در حال قالی‌بافی است، او با لبخندی گرم مرا به دنیای خود دعوت می‌کند.

«ما در موسسه نگاه آفتاب مهر کلاس‌های مختلفی داریم؛ بافتنی، فرش، سفال، موسیقی و فعالیت‌های فرهنگی و هنری. همه این‌ها برای نابینایان و کم‌بینایان است تا مهارت‌هایشان شکوفا شود و بتوانند وارد اجتماع شوند.»

 
شمسی با دست‌هایی چابک نخ‌ها را به هم می‌آمیزد و ادامه می‌دهد: هر کاری که می‌کنیم با حس لامسه است، نه با دید. یادگیری بافتنی برای یک نابینا حدود سه ماه طول می‌کشد، اما بعضی دوستان مهارت را سریع‌تر یاد می‌گیرند. این محدودیت‌ها شاید کار را کند می‌کنند، اما هیچ وقت جلوی تلاش ما را نمی‌گیرند.
 
این بانوی کم‌بینا از محدودیت‌های روزمره خود نیز سخن گفت: شهر برای ما مناسب‌سازی نشده است. پیاده‌روها ناهموار و خطرناک هستند، عبور و مرور سخت است و حتی کوچک‌ترین فعالیت‌های روزمره تبدیل به چالشی بزرگ می‌شود. اما ما یاد گرفته‌ایم این محدودیت‌ها را به فرصتی برای رشد تبدیل کنیم.
 
او درباره زندگی شخصی و چالش‌های اجتماعی هم می‌گوید: ازدواج برای یک دختر نابینا دشوار است. باور جامعه و حتی خانواده‌ها این مسیر را سخت می‌کنند. اما من با تلاش و پشتکار توانستم ازدواج کنم، خانه‌داری کنم، فرزند بزرگ کنم و زندگی مستقلی داشته باشم. این تجربه‌ها به من آموخت که محدودیت‌ها تنها در ذهن هستند و می‌توانیم زندگی فعال و عادی داشته باشیم.
 
شمسی ادامه می‌دهد: خیلی از دوستان نابینا گوشه‌نشین می‌شوند، زانوی غم بغل می‌کنند و فکر می‌کنند نمی‌توانند کاری انجام دهند. اما ما می‌توانیم مثل هر فرد عادی در اجتماع حضور داشته باشیم، مهارت‌هایمان را نشان دهیم و به زندگی فعال ادامه دهیم.
 
نگاه کردن به هر تابلو قالی، شال و کلاه که با دقت و عشق بافته شده است، نشان می‌دهد که هر اثر، نتیجه غلبه بر محدودیت‌ها و تلاش بی‌وقفه است.

شمسی با شور و امید می‌گوید: ما به جامعه نشان می‌دهیم که نابینایی پایان زندگی نیست؛ فقط بخشی از تجربه‌ای است که با پشتکار و آموزش می‌توان آن را به فرصتی برای رشد تبدیل کرد.

 
غرفه پر از صدا و جنب و جوش است؛ هر لبخند و هر حرکت دست، قصه‌ای از مقاومت و امید را بازگو می‌کند. اینجا، میان نخ‌ها و رنگ‌ها، هنر و زندگی با هم تنیده شده‌اند و اثبات می‌کنند که حتی با محدودیت‌های جدی، می‌توان توانمندی‌ها را شکوفا کرد، اجتماعی فعال بود و با مهارت و تلاش، زندگی را زیباتر ساخت.
انتهای خبر/ پسند


———-
منبع:آرمان

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*