خداوند در ابتدای این بخش، خطاب به پیامبر اسلام (ص) تصریح میکند که او در زمان حضور موسی (ع) در طور سینا، در کنار او نبوده است، نه هنگام دریافت وحی، نه زمانی که فرمان الهی صادر شد. این یادآوری، صرفاً یک گزارش تاریخی نیست، بلکه تأکید بر این حقیقت است که آنچه پیامبر اسلام بیان میکند، محصول آموزش بشری یا نقل شفاهی رایج نیست. این آگاهی دقیق از تاریخ انبیا، خود نشانهای از وحی الهی است. در دل این معنا، یک پیام مهم نهفته است، راه حق، اغلب بدون شاهدان ظاهری و بدون پشتیبانیهای معمول آغاز میشود، اما اتصال به خدا، آن را به مسیری استوار و ماندگار تبدیل میکند.
استمرار رحمت، نه گسست تاریخ
در ادامه، آیات به فاصله زمانی طولانی میان پیامبران اشاره میکنند، نسلهایی که آمدند و رفتند و عمرها سپری شد. در چنین فضایی، بعثت پیامبر اسلام (ص) بهعنوان جلوهای از رحمت الهی معرفی میشود. خداوند پیامبر را فرستاد تا مردمی را هشدار دهد که پیش از او بیمدهندهای نداشتهاند. این نکته، نشان میدهد که هدایت الهی هرگز قطع نشده، اما گاه در اثر غفلت و فراموشی انسانها، نیازمند تجدید و احیا بوده است. مقاومت در اینجا، مقاومت در برابر فراموشی و تحریف است، ایستادگی برای زنده نگهداشتن پیام حق در جامعهای که به آن خو گرفته نیست.
آیات بعدی، به واکنش منکران اشاره میکند، کسانی که میگویند چرا همانند موسی، معجزاتی آشکار نازل نشده است. قرآن با یادآوری تاریخ، این ادعا را به چالش میکشد و میگوید همین مردم یا پیشینیانشان، معجزات موسی را نیز انکار کردند. اینجا یک سنت همیشگی آشکار میشود، جبهه باطل، همواره با تغییر بهانهها، اصل حقیقت را نشانه میگیرد. اگر معجزه باشد، آن را سحر میخوانند و اگر نباشد، آن را دلیل انکار قرار میدهند. در چنین فضایی، پیامبر و پیروانش چارهای جز ایستادگی ندارند، ایستادگی نه برای قانعکردن لجوجان، بلکه برای روشن ماندن چراغ حقیقت.
قصه نانوشته اما زنده موسی (ع)
اگرچه در این آیات، داستان موسی (ع) بهصورت مستقیم و روایی بازگو نمیشود، اما اشاره به حضور او در طور، به دریافت وحی و به واکنش قومش، ذهن مخاطب را به کل ماجرای مقابله موسی با فرعون پیوند میزند. موسی (ع) پیامبری بود که در اوج قدرت فرعون، با دستانی خالی اما ایمانی راسخ ایستاد. یادآوری این قصه در کنار بعثت پیامبر اسلام (ص)، نشان میدهد که مقاومت، ویژگی مشترک همه پیامآوران الهی است، چه در برابر فرعون با لشکر و کاخ، چه در برابر سران قریش با ثروت و نفوذ اجتماعی.
در آیات پایانی این بخش، خداوند معیار روشنی ارائه میدهد و میفرماید که اگر در ادعای خود صادقید، کتابی بیاورید که هدایتکنندهتر از این دو باشد. این دعوت به دلیل و برهان، در کنار افشای پیروی منکران از هواوهوس، نشان میدهد که مقاومت قرآنی، مقاومتی کور یا احساسی نیست، بلکه ایستادگی آگاهانه بر پایه عقل، وحی و منطق است.
کسی که از خواستههای نفسانی پیروی میکند، حتی اگر خود را اهل فکر بداند، در حقیقت از مسیر هدایت خارج شده است. آیات ۴۴ تا ۵۰ سوره قصص، تصویری روشن از سنت الهی در تاریخ ارائه میدهد؛ یعنی پیام حق، اغلب در تنهایی آغاز میشود، با انکار و بهانهجویی روبهروست و تنها با صبر، استقامت و اتصال به خدا به ثمر مینشیند. این آیات، مخاطب امروز را نیز به تأمل فرامیخواند، اینکه در مواجهه با فشارها، شبههها و انکارها، راه پیامبران، راه ایستادگی است، نه عقبنشینی. راهی که شاید در ابتدا کمبار باشد، اما در نهایت، به هدایت و پیروزی ختم میشود.
منبع: فارس
انتهای خبر/ م








