داستان از جایی آغاز میشود که موسی (ع) با آیات روشن و معجزات آشکار بهسوی فرعون و اشراف دربار او میرود. پیام موسی ساده و روشن است، یعنی دعوت به توحید، آزادی بنیاسرائیل و شکستن زنجیرهای ظلم. اما واکنش فرعون و اطرافیانش، واکنشی آشنا در تاریخ بشر است؛ یعنی انکار، تمسخر و نسبتدادن دروغ به پیامآور حق. آنان معجزات را نه نشانهای از قدرت الهی، بلکه سحری ساختگی میخوانند و موسی را متهم میکنند که هدفی جز برتریجویی در سرزمین مصر ندارد.
تحریف سلاح همیشگی مستکبران
فرعون و اشرافش، بهجای مواجهه منطقی با پیام موسی، به تحریف حقیقت روی میآورند. آنان میگویند چنین سخنانی را از پدران خود نشنیدهایم و این دعوت، بیریشه و بیسابقه است. این نوع استدلال، ترفندی است برای حفظ وضع موجود، زیرا پذیرش پیام موسی به معنای فروپاشی ساختار قدرتی است که بر استثمار و ترس بنا شده است. قرآن در این آیات نشان میدهد که چگونه سنتگرایی کورکورانه، به ابزاری برای مقابله با حقیقت تبدیل میشود.
در برابر این اتهامها، موسی (ع) با آرامش و اطمینان سخن میگوید و داوری را به خداوند واگذار میکند. او بهخوبی میداند که پیروزی نهایی از آن کسانی است که بر پایه هدایت الهی حرکت میکنند. در مقابل، فرعون که از درون احساس خطر میکند، به ابزار قدرت متوسل میشود. او دستور میدهد برجی بلند برایش بسازند تا شاید بتواند به خدای موسی دست یابد، سخنی که بیش از آنکه نشانه جستوجو باشد، پردهای از استهزا و خودبزرگبینی است.
آیات بهتدریج چهره واقعی فرعون را آشکار میکنند. او خود و سپاهیانش را بیدلیل برتر از دیگران میدانست و گمان میکرد هرگز بهسوی خدا بازگردانده نخواهد شد. این توهم، ریشه اصلی طغیان اوست. آن تأکید میکند که فرعون نه از سر ناآگاهی، بلکه با علم به نادرستی راهش، حقیقت را انکار کرد. تکبر، او را به جایی رساند که حتی احتمال حسابرسی الهی را نیز از ذهن خود حذف کرده بود.
سنت الهی در برابر طغیان
در ادامه، سرنوشت فرعون و لشکریانش بهصورت فشرده؛ اما تکاندهنده بیان میشود. آنان گرفتار عذاب شدند و بهگونهای عبرتآموز از صحنه تاریخ حذف شدند. آن میگوید فرعون و پیروانش پیشوایانی شدند که مردم را بهسوی آتش دعوت میکنند، یعنی نهتنها خود گمراه بودند، بلکه دیگران را نیز به مسیر هلاکت کشاندند. این تعبیر، نشاندهنده مسئولیت سنگین رهبران گمراه در تاریخ است.
آیات ۴۲ و ۴۳ به پیامدهای ماندگار این طغیان اشاره دارد. لعنت الهی در دنیا، بهصورت بیآبرویی تاریخی و نفرت عمومی از نام فرعون جلوهگر شده است و در آخرت نیز با عذابی سخت ادامه خواهد یافت. در مقابل، خداوند پس از نابودی فرعون، کتاب آسمانی را به موسی عطا میکند، کتابی که مایه بینش، هدایت و رحمت برای مردم است. این تقابل، نشان میدهد که پس از هر دوره ظلم و تاریکی، اگر مردمی به پیام الهی گوش فرادهند، دوران آگاهی و رهایی آغاز میشود. آیات ۳۶ تا ۴۳ سوره قصص، فقط روایت گذشته نیستند، بلکه الگویی همیشگی از مواجهه قدرتهای مستکبر با پیام عدالتخواهانه الهی را ترسیم میکنند.
انکار حقیقت، تحریف پیام، تمسخر باورها و تکیه بر قدرت نظامی و رسانهای، رفتارهایی هستند که در هر عصری تکرار میشوند. در برابر این جریان، آرامش، یقین و توکل موسی (ع) یادآور این حقیقت است که پیروزی نهایی از آن حق است، حتی اگر در مقطعی، باطل خود را پیروز میدان نشان دهد. در نهایت، این آیات انسان را به تأمل فرامیخوانند، جایگاه ما در این تقابل کجاست؟ در صف کسانی که حقیقت را با تهمت و تحریف میپوشانند، یا در کنار آنان که باایمان و صبر، مسیر الهی را ادامه میدهند؟ پاسخ به این پرسش، مسیر آینده فرد و جامعه را رقم میزند.
منبع: فارس
انتهای خبر/ م








