۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » ويژه‌های خبری
همدلی زنان، شفیع‌آباد را به جهانیان رساند
همدلی زنان، شفیع‌آباد را به جهانیان رساند

همدلی زنان، شفیع‌آباد را به جهانیان رساند

در روستای شفیع‌آباد از توابع شهداد استان کرمان، این زنان بوده‌اند که با هنر و همدلی، قنات‌ها را زنده کردند و روستا را به مقصدی جهانی برای گردشگری و توسعه پایدار تبدیل ساختند. به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری «اقطاع خبر» زهرا مهدی‌آبادی تکابی، متولد ۱۳۷۶، مادر دو فرزند، امروز یکی از زنان فعال […]


در روستای شفیع‌آباد از توابع شهداد استان کرمان، این زنان بوده‌اند که با هنر و همدلی، قنات‌ها را زنده کردند و روستا را به مقصدی جهانی برای گردشگری و توسعه پایدار تبدیل ساختند.

همدلی زنان، شفیع‌آباد را به جهانیان رساند

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری «اقطاع خبر» زهرا مهدی‌آبادی تکابی، متولد ۱۳۷۶، مادر دو فرزند، امروز یکی از زنان فعال در تشکل «گوجی‌نو» در روستای شفیع‌آباد است؛ روستایی که همین دیروز، نامش در جهان طنین‌انداز شد.

در اجلاس رسمی سازمان جهانی گردشگری که ظهر جمعه در شهر هویژو چین برگزار شد، سه روستای ایرانی به عنوان «روستاهای جهانی گردشگری» معرفی شدند: شفیع‌آباد شهداد کرمان، سهیلی قشم و کندلوس مازندران. افتخاری که نه‌تنها نام ایران را در میان برترین‌های گردشگری جهان ثبت کرد، بلکه انگیزه‌ای شد تا با زهرا گفتگو کنیم؛ زنی که روایتش از شفیع‌آباد، قصه‌ای از همدلی، هنر، و احیای امید است.

او با نگاهی سرشار از خاطره و افتخار، از روستایش به خبرنگار اجتماعی «اقطاع خبر» چنین می‌گوید…

قلعه‌ای که با دستان زنان جان گرفت

زهرا در ابتدا از روستایی که روزگاری در دل قلعه‌ای زنده بود، چنین گفت: مردم در آن زندگی می‌کردند، نفس می‌کشیدند، بچه‌ها بازی می‌کردند. زندگی جریان داشت. اما زلزله که آمد، همه چیز تغییر کرد. مردم مجبور شدند قلعه را ترک کنند، خانه‌هایشان را بیرون از دیوارهای سنگی بسازند. قلعه کم‌کم متروکه شد؛ جایی که فقط گردشگران می‌آمدند، نگاهی می‌انداختند و می‌رفتند.

اما نقطه‌ی عطف، حضور زنان بود. او با افتخار ادامه می‌دهد: با هنر زنان، قلعه دوباره جان گرفت. رنگ و رو گرفت. شد بازارچه‌ای کوچک، پر از رنگ، پر از زندگی. گردشگران حالا نه فقط برای دیدن سنگ‌ها، بلکه برای دیدن هنر زنان می‌آمدند. با آن‌ها حرف می‌زدند، ازشان خرید می‌کردند، ارتباط می‌گرفتند. قلعه دیگر متروکه نبود؛ شده بود قلب تپنده‌ی روستا.

همدلی زنانه؛ از خانه‌تکانی تا جشن قنات

این بانوی روستای شفیع‌آباد از همدلی زنان روستا می‌گوید؛ از لحظه‌هایی که دست در دست هم، روستا را خانه‌تکانی می‌کنند.  
نزدیک عید که می‌شود، خانم‌ها با هم جمع می‌شوند. نه فقط برای تمیز کردن خانه‌ها، بلکه برای پاکیزه‌کردن روستا. این کارها فقط نظافت نیست؛ فرهنگ‌سازی است. بچه‌ها یاد می‌گیرند که باید از محیط زیست‌شان محافظت کنند و از روستایشان مراقبت کنند.

او با لبخند از جشن‌هایی می‌گوید که برای آب و قنات برگزار کرده‌اند: کودکان این روستا در این جشن‌ها نقاشی کشیدند، درباره‌ آب و قنات یاد گرفتند. ما داریم نسلی تربیت می‌کنیم که حامی آب، حامی قنات و زمین باشند.

هنرهایی که روستا را زنده نگه داشت

زهرا با افتخار از هنر زنان شفیع‌آباد حرف می‌زند و این‌گونه پته‌دوزی، هنر اصلی استان کرمان است؛ خدا رو شکر، زنان منطقه ما خوب بلدند. رومیزی‌های بزرگ و کوچیک می‌دوزند؛ کنار پته‌دوزی، حصیربافی هم هست؛ اصیل‌ترین هنر منطقه. زنان ما حصیربافی که هنر اصیل این منطقه است را نیز احیا کردند.

اما هنر فقط در سوزن و نخ خلاصه نمی‌شود. زهرا از فرآوری محصولات محلی می‌گوید: روی سیر کار کردیم، پودر سیر تولید کردیم. حنا، خرما، پودر هسته خرما… هر چی داشتیم، آوردیم وسط. جلساتی گذاشتیم، استعداد خانم‌ها رو کشف کردیم و به آن‌ها یادآوری کردیم که می‌توانند از همین داشته‌ها درآمدزایی کنند؛ و حالا زنان روستا کنار مردهایشان ، کمک‌خرج خانواده‌ هستند.

مطالبه‌ای برای ادامه مسیر

این بانوی روستای شفیع‌آباد از چالش‌ها هم می‌گوید؛ از روزهایی که کرونا آمد، جنگ شد، تورم بالا رفت؛ فروش نداشتیم. صندوق ضعیف شد. نیاز داریم مسئولان حمایت کنند. صندوق باید جون بگیره تا تولید بیشتر بشود، تا خانم‌های بیشتری عضو شوند.

او از تغییر نگاه زنان روستا حرف می‌زند: قبلاً شاید اعتماد نداشتند، باور نداشتند. اما حالا انگیزه گرفتند. عضو تشکل شدند. جمعیت‌مان کم‌کم زیادتر شد؛ حتی پیگیر بیمه شدن بچه‌های تشکل هم هستیم.

گوجی‌نو؛ نواری از برگ خرما، نمادی از مقاومت

زهرا عضو تشکل «گوجی‌نو» است؛ پروژه‌ای برای توانمندسازی جوامع محلی در دستیابی به معیشت پایدار از طریق مدیریت منابع آبی قنات. تسهیل‌گر این پروژه، خانم مینا امین‌زاده بوده است؛ اگرچه اکنون در ایران نیست، اما تأثیر حضورش هنوز در روستا جاری‌ست.

او می‌گوید: مینا باعث شد زنان روستا بفهمند چه داشته‌های قوی دارند. بفهمند که می‌تونند تغییر ایجاد کنند. بتونند روی پای خودشان بایستند، کمک‌خرج خانواده‌شان باشند.

زهرا با اطمینان عنوان می‌کند: ما راهش  را ادامه می‌دهیم. روستاهای اطراف هم با ما همکاری می‌کنند. محصول می‌دهند و اعتماد می‌کنند.

این بانوی روستای شفیع‌آباد از معنای «گوجی‌نو» می‌گوید: گوجی‌نو یعنی نوار حصیری از برگ درخت خرما. برگ‌هایی که در هم تنیده می‌شوند، نوار محکمی می‌سازند. برای من، گوجی‌نو یعنی مقاومت. یعنی محکم بودن. همون ماده اولیه‌ایه که باهاش کلاه و سبد درست می‌کنیم.

میراثی که با همت مردم جان گرفت

زهرا با فروتنی می‌گوید: اگر امروز گوجی‌نو باعث شده شفیع‌آباد بهتر دیده شود، این فقط نتیجه تلاش ما نیست. این مسیر، حاصل زحمات آدم‌هایی‌ست که شاید بیست سال پیش، بی‌صدا برای قلعه و گردشگری روستا قدم برداشتند.

او از کسانی یاد می‌کند که سال‌ها پیش برای بازسازی و محافظت از قلعه تلاش کردند؛ از آن‌هایی که بذر بوم‌گردی را در دل خاک روستا کاشتند.  
 او عنوان کرد: الان حدود هفت، هشت مکان بوم‌گردی در روستای ما راه‌اندازی شده است و این‌ها حاصل زحمات مردمی است که سال‌ها برای گردشگری قلعه تلاش کردند.

تولد گوجی‌نو؛ از شش زن تا ده‌ها همراه

تشکل گوجی‌نو از سال ۱۳۹۲ شکل گرفت. زهرا با لبخند از آن روزها می‌گوید: دیدیم اوضاع گردشگری خوب و بساطش به راه است، تصمیم گرفتیم گروهی تشکیل بدیم. اول شش نفر بودیم. شروع کردیم به تولید صنایع دستی و فروش هنرمان در قلعه که البته مسیرمان درست بود.

این بانوی روستای شفیع‌آباد توضیح داد: در ابتدا، زنان زیادی به گروه اعتماد نداشتند، خیلی‌ها اعتقادی به کار گروهی نداشتند، در خونه کار می‌کردند و می‌دوختند اما وقتی دیدند فروش داریم و بدون واسطه کار می‌کنیم، کم‌کم تعدادشان بیشتر شد. از شش نفر شدیم ده، بعد بیست، بعد سی زن…

زنان روستاهای اطراف هم به گوجی‌نو پیوستند. صندوق قوی‌تر شد، فروش بهتر شد و تصمیمی بزرگ گرفته شد…

از فروش تا احیای قنات؛ هنر در خدمت زندگی

زهرا با افتخار از تصمیمی جمعی می‌گوید:  
گفتیم بخشی از فروش‌مان را برای کار خیر بگذاریم.
تحقیق کردیم؛ دیدیم هیچ چیز مهم‌تر از قنات نیست. زندگی مردم روستا به قنات وابسته است و اگر قنات حالش خوب باشد، روستا نیز حالش خوب است.

هدف فقط قنات شفیع‌آباد نبود. زنان گوجی‌نو به قنات‌های دیگر هم کمک کردند از جمله قنات زیارتگاه، مهد‌ی‌آباد، کریم‌آباد، حسین‌آباد… حدود هفت، هشت قنات را کمک کردیم. ما خانم‌ها حق آب داشتیم، سهم آب داشتیم، ولی دیده نمی‌شدیم. گفتیم از طریق هنر، از طریق فروش، مشارکت کنیم.»

تغییر نگاه؛ از بی‌اعتمادی تا مشارکت

او از روزهایی می‌گوید که مردان روستا به کار زنان اعتماد نداشتند.  
«خیلی‌ها مخالف کارمان بودند اما وقتی دیدند که ما برای قنات کاری کردیم، دیدشان عوض شد. مشارکت کردند و همراه شدند حتی آن‌ها که مخالف بودند حالا به ما اعتماد دارند.

زنان ثابت کردند که می‌توانند. که باید دیده شوند. که هنرشان فقط زیبایی نیست، بلکه ابزاری‌ست برای تغییر، برای احیا، برای زندگی.

شبکه‌ای از زنان؛ از تکا تا شفیع‌آباد

زنان دهستان تکا، با ۳۴ روستا، حالا با شفیع‌آباد همکاری می‌کند. زنان از روستاهای مختلف، هنرشان را به گوجی‌نو می‌سپارند.  
زهرا توضیح می‌دهد: ما در قلعه محصولات زنان دهستان را می‌فروشیم و البته با احترام این‌کار را می‌کنیم، همه می‌دانند که درصدی از فروش برای قنات است و هیچ‌کس اعتراض نمی‌کند چرا که می‌دانند این هنر و این نوع فروختن به واقع زندکی است.

انتهای خبر/ پسند


———-
منبع:آرمان

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*