بازار واقعی در تکاپوی شب عید
در روزهای پایانی سال، بازارهای سنتی کرمان مثل همیشه شلوغ و پرهیاهوست؛ مغازهداران در کوچهپسکوچهها با لیست کالاها و قیمتها خود را برای فروش شب عید آماده میکنند. اما در همان حال، در دل یک فضای دیگر و نامرئی، جریان دیگری در حال شکلگیری است؛ جایی که اینبار نه بوی پارچه و ادویه میآید و نه صدای چکش و فروشنده، بلکه فقط صفحههای روشن موبایل و صدای اعلانها است.
اینستاگرام؛ از ابزار فروش تا میدان جنگ
اینستاگرام، شبکهای که بسیاری از فروشندگان سنتی را به فروش آنلاین نزدیک کرده بود، حالا تبدیل به میدان جنگی شده که بیشترین ضربه را به همان فروشندههای آنلاین میزند؛ آنهم درست در زمانی که باید بیشترین رونق را تجربه کنند. فروشندههایی که در این بستر موفقیتهای زیادی کسب کرده بودند، حالا حتی اجازه گذاشتن یک استوری هم ندارند. چرا؟ چون بلافاصله با حملهی دستهجمعی کاربران مواجه میشوند؛ از فالوورهایشان آنفالو میشوند و یا پیامهای تهدیدآمیز دریافت میکنند.
حباب فیلتر؛ چرا واقعیت را نمیبینیم؟
یکی از ویژگیهای شبکههای اجتماعی این است که مخاطب را متناسبسازی میکند؛ یعنی محتوا و مطالب را متناسب با علایق و سلیقههای هر مخاطب دستهبندی میکند و در معرض دید کاربران قرار میدهد. به همین دلیل است که ما با دو پدیده مواجه میشویم: اتاق و حباب فیلتر. افراد وقتی وارد شبکههای اجتماعی میشوند، با توجه به محتوایی که لایک میکنند و دنبال میکنند، در یک حباب قرار میگیرند و سایر محتواهایی که با سلیقهشان همخوانی ندارد، برای آنها فیلتر میشود.
یک نیمروز در دانشگاه باهنر
در حیاط دانشگاه باهنر، دانشجویانی را میبینم که از نظر پوشش و رفتار، کاملاً عادی و روزمرهاند؛ مثل هر دانشجوی دیگری که به کلاس میرود، با دوستانش صحبت میکند و برنامههای عادی زندگی را دارد. اما وقتی درباره فضای مجازی و رفتارهای این روزها از آنها میپرسم، میفهمم که در این جهان دوم، رفتارها گاهی رنگ دیگری دارد.
صدای دانشجویان؛ از هیجان تا تضاد رفتار
یکی از دانشجویان میگوید: در بحرانها، جامعه هیجانزده است و احساسات پررنگ میشود. بنابراین افراد بیشتر تحت تاثیر محتوای احساسی و هیجانی قرار میگیرند. به همین خاطر باید محتواها را بیشتر ارزیابی کنیم و منبع آن را بررسی کنیم.
دانشجوی دیگری ادامه میدهد: در فضای واقعی، مردم میروند خرید میکنند، مهمانی میروند، عروسی میگیرند، اما در فضای مجازی مدام از داغ و اندوه و شرایط بحرانی صحبت میکنند. این تضاد واقعاً نگرانکننده است.
فروشنده آنلاین: وقتی استوری هم ممنوع میشود
یکی از دانشجویان دختری که در کنار دوستانش نشسته بود و گفتگویمان را زیر نگاهش کنترل میکرد اما زاویهی دیگری به ماجرا داد: من خودم فروشگاه آنلاین دارم. الان حتی اگر بخواهم یک استوری ساده بگذارم، به محض اینکه مردم متوجه شوند که در حال فروش هستی، شروع به حمله میکنند. اینطور که فضای مجازی تبدیل به یک منطقه ممنوعه شده. انگار کسی اجازه نمیدهد کسی در این شرایط سود کند.
تحلیل کارشناس: آنچه میبینید همه واقعیت نیست
عباس تقیزاده، استاد دانشگاه هایتک کرمان و کارشناس سواد رسانهای، در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی
میگوید: کاربر باید بداند آنچه میبیند، لزوماً برابر با واقعیت نیست. بخشی از واقعیت است، اما نه همه واقعیت.
او تأکید میکند که شبکههای اجتماعی مخاطب را در حباب قرار میدهند و محتوایی که با طرز فکر کاربر همخوانی دارد، بیشتر نمایش داده میشود.
تقیراده همچنین میگوید در فضای مجازی، افراد معمولاً احساس مسئولیت کمتری نسبت به حرفها و رفتارشان دارند و همین باعث میشود خشم و احساساتشان را بیشتر و راحتتر بروز دهند.
خشم مجازی، تبعات واقعی
تقیزاده توضیح میدهد که وقتی افراد خشم خود را در فضای مجازی تخلیه میکنند، ممکن است تصور کنند این خشم در زندگی واقعی کمتر میشود، اما در واقع خشم ادامه پیدا میکند و به زندگی واقعی هم منتقل میشود کما اینکه این روزها در ارتباطات بین افراد هم این روحیه را میبینیم؛ گفتگوها تندتر شده و اختلاف نظرها شدیدتر.
بازار واقعی هم تحت فشار است
در این میان، بازار و کسبوکار نیز از این تنشها بینصیب نیست. وقتی فروشندههای آنلاین اجازه فعالیت ندارند، بازار سنتی هم از این فشار مصون نمیماند. بسیاری از مشتریها به خرید اینترنتی عادت کردهاند و حالا به ناچار به بازار واقعی برمیگردند، اما این بازگشت هم بیهزینه نیست؛ چون اعتماد مردم به خرید و فروش کم شده و شرایط اقتصادی، خرید شب عید را برای همه سخت کرده است.
پیشنهاد دانشجویان برای عبور از بحران
در پایان، یکی از دانشجویان میگوید: ما باید یاد بگیریم که در فضای مجازی هم مثل فضای واقعی رفتار کنیم؛ مسئولیتپذیر باشیم و قبل از نشر هر محتوا، از صحت آن مطمئن شویم. اگر این اتفاق بیفتد، شاید دیگر فضای مجازی اینقدر متشنج نباشد.
دانشجوی دیگری هم میگوید: به جای اینکه با هم در فضای مجازی بجنگیم، باید در فضای واقعی کنار هم باشیم. چون اینجا در نهایت زندگی واقعی است که میماند.
انتهای خبر/ پسند








